هوای حرم دارم هنوز

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خسته ام ، خسته از دنیای مجازی از این حس های متضادی که هر روز مرا به بازی میگیرند. خسته از روزگاری که حیله ها در آن مُجازند، منو آدمک ها مشغولیم....وسر

گرم این نقش بازی ها...

من نگران پایان کارم ،ازآخر این نقش بازی ها میترسم ،از آن وقت که پرده را برای بار آخر بکشند وپای صحنه گناه تمام شوم .

این روزها فکر میکنم سنگ شده ام ،این حس بی حسی دلواپسم کرده ولی .....هنوز هم از تن لرزه های دیدن حرمت سرمستم ....هنوزهم در هوای تو سرگردانم غم ندیدن حرمت عجیب دلگیرم می کنداین حس دوست داشتنی ،عجیب دلم را هوایی ات می کند،ومن گرم این حس سرخوشانه ام ، دلم برایت می تپد ....

 

مولا جان من درمنگنه این حس های متضاد هر روز پرس میشوم گوشه چشمی اگر مرا داری به خودواقعی ام برسان...نزدیک خود خدای ات ...همان خودی که در کوچه پس کوچه های تنهایی ،در پیچاپیچ پر خروش زندگی ،در میان سردرگمی های لحظه ای، به دور از مولایش گم شده

ولی من طاقتم کوتاه است ، تاب ماندن در قفس را ندارم ، واکنون دلم پر می کشد به سوی حرمت روبه روی گنبد طلایی وبا خود زمزمه می کنم :

من کبوتر دلم انس گرفته با رضا

می شنود ز قدسیان زمزمه رضا رضا

 

دل نوشت: یکشنبه روز ولادت  امام  رئوف رضا (ع) مصادف با آغاز کار وبلاگم هست. البته به قمری. اینم اولین پست وبلاگم که خیلی دوستش دارم. چون هنوز هم هوای حرمشو دارم. انشالله در روز ولادت آفتاب هشتم دعاگو و نایب الزیاره همه ی دوستان خواهم بود

 

/ 0 نظر / 22 بازدید